برچسب:
نویسنده: باربد مقدم
برچسب:
نویسنده: باربد مقدم
برچسب: خودفروشی,
نویسنده: باربد مقدم
چرا پست نمیذارید؟! آیا آگاه نیستید که یک نفر شب به شب در بلاگفارو باز میکنه به امید خوندن چیزهایی که تو سرتونه؟! :)
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۶ساعت 23:38 توسط یکی که دوست داره انسان باشه...|
برچسب:
نویسنده: باربد مقدم
برچسب: موزمارانه,
نویسنده: باربد مقدم
گاهی وقتا یجوری معادله ها، تصورات و قضاوت ها غلط از آب درمیاد که آدم با خودش فکر میکنه: "من اصلا حرف نزنم بهتره! اصلا فکر هم نکنم بهتر تره"!
موضوعات مرتبط: فلسفانه هایم!
نوشته شده در جمعه چهاردهم مهر ۱۳۹۶ساعت 16:16 توسط یکی که دوست داره انسان باشه...|
برچسب:
نویسنده: باربد مقدم
دلم حال و هوای اون موقعها رو خواست...
چه قندی تو دلم آب میشد...
دیگه هیچی برام مهم نبود جز اون عروسک...
+ آخی...
اون میمون طوسیه که داشتم...
چه حال خوبی داشتم باهاش! :)
نوشته شده در شنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۶ساعت 22:17 توسط یکی که دوست داره انسان باشه...|
برچسب:
نویسنده: باربد مقدم
برچسب:
نویسنده: باربد مقدم
برچسب:
نویسنده: باربد مقدم
"میگه بعد عروسی سریع باید یه بچه بیاری! خرم مگه؟ خودم دارم نسیه زندگی می کنم؛ یکی دیگه م بیارم تو این اوضاع؟!"
به روی خودم نیاوردم ولی یه چیزی در درونم شکست...
نوشته شده در چهارشنبه پنجم مهر ۱۳۹۶ساعت 23:15 توسط یکی که دوست داره انسان باشه...|
برچسب:
نویسنده: باربد مقدم
برچسب:
نویسنده: باربد مقدم
در حالی که بعضی هامون داریم تمام تلاشمون رو می کنیم تا لیاقتمون رو بهم ثابت کنیم، بعضیای دیگه مون بسادگی بی لیاقتی خودمون رو اثبات می کنیم...
عجیب نیست؟!
نوشته شده در جمعه هفتم مهر ۱۳۹۶ساعت 23:16 توسط یکی که دوست داره انسان باشه...|
برچسب:
نویسنده: باربد مقدم
برچسب:
نویسنده: باربد مقدم
برچسب: اعتمادی,
نویسنده: باربد مقدم
برچسب:
نویسنده: باربد مقدم
ولی هربار دیدن مادربزرگ معتقدم با نذری های مختلف که برای ما جمع کرده اشک تو چشمام میاره...
قدرشونو بدونیم...
صد سال هم که بگذره نمیفهمیم چه محبتی تو دلشون بود و چه فکرایی تو سرشون...
+ اعتقادشون رو به سخره نگیریم...
نذاریم بشکنن...
.
.
نوشته شده در یکشنبه نهم مهر ۱۳۹۶ساعت 23:51 توسط یکی که دوست داره انسان باشه...|
برچسب:
نویسنده: باربد مقدم
برچسب: بزرگوار,
نویسنده: باربد مقدم